![]() |
![]() |
|
| محسن و سونیا |
|
سلام سلام صدتا سلام
ما دو نفر بازم برگشتیم راستشو بخواید چند باری می خواستیم آپ کنیم ولی نشد دیگه.... آخه میدونید چی شد؟؟؟؟ اون دفه که سونیا وبلاگو آپ کرد دل همتون جیز جیز... از ساری که اومدم ،یه سره رفتم آشتیان واسه دانشگاه.... الانم که ترم جدید شروع شده و کلاساهم شروع شدن.... امیدوارم بابت این چند وقت غیبت مارو بخشیده باشید... منتظر قدم های سبزتون و نظرای قشنگتون هستیم خوش باشید و موفق.......بابای
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386ساعت 11:15 توسط محسن |
|
|
سلام دوستای گلم
خانمی که میای غلط املایی می گیری خوب دیگه از چی بگم؟"؟؟؟؟؟؟ قرار بودیه چت روم بزنیم نمکی بچه ها فردا صبح از پيشه محسن ميرم امشب قراره تا صبح بيدار باشيم ... وايييييييييييييييييييي فكر كنم واسه اين بار بس باشه ... خوب بچه ها من واسه ديدن نظراتون به اين زودي نميام ... من زود نميام خوب بچه ها باي باي
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و نهم دی 1386ساعت 23:45 توسط سونیا |
|
|
سلام سلام صدتا سلام
ما برگشتیم..... می دو نم خیلی خوشحالید.... منو سونی هر جفتمون درسامون سنکین شده....خیلی سنگینننننننننن..... منه بیچاره که دو هفته یه بار میرم خونمون ..... گذشته از این حرفا باور کنید تنها زندگی کردن تو یه شهر غریب خیلی سخته.... بچه ها دعا کنید هرچی زودتر منو سونی بتونیم واسه همیشه بیایم پیش همدیگه... بابت این چند ماهی که نبودیم مارو ببخشید.... بازم یگی از اون شعرای بی مزمو واستون می ذارم....می دونم که زشته...ولی شاید خوشتون بیاد...من که همه ی شعرامو دوست دارم...البته این طبیعیه....ولی نسبت به همشون غیرت خاصی دارم...پس اگه خوشتون اومد نظرتونو بگید ....اگرم خوشتون نیومد به بزرگی خدتون ببخشید.....فعلا بای کلبه ی عشق و دلم را به تو دادم ای دوست تا به آواز صداقت دل و جان تازه شود چونکه دود سیه کینه ز چوبش برخاست همه ی کلبه ی جان یکدفه خاکستر شد
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه دوازدهم دی 1386ساعت 20:0 توسط محسن |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
ما دو نفر!!!!
|
| دل نويسان |
|
ما دو نفر!!!! سونیا محسن |